به گزارش خبرنگار مهر، راهاندازی صندوقهای درآمد ثابت ارزی به عنوان یکی از ابزارهای جدید بازار سرمایه، با هدف جذب ارزهای غیرمولد و هدایت منابع ارزی به سمت فعالیتهای مولد، پرسشهایی درباره سازوکار فعالیت، نحوه تسویه، میزان بازدهی، ریسکهای اعتباری و ارزی و همچنین اثرگذاری این صندوقها بر بازار سهام و نرخ ارز ایجاد کرده است. مهمترین مسئله در این میان، میزان اعتماد سرمایهگذاران به ثبات مقررات و نحوه ایفای تعهدات ارزی این صندوقهاست؛ موضوعی که میتواند بر میزان استقبال از این ابزار جدید اثرگذار باشد.
سید رضا راستیالحسینی، کارشناس پولی و بانکی، معتقد است صندوقهای درآمد ثابت ارزی در صورت اجرای صحیح میتوانند بخشی از ارزهای راکد را به سمت فعالیتهای مولد هدایت کنند، اما تحقق نرخهای سود ارزی بالا، نحوه ایفای تعهدات در زمان ابطال و عبور از بیاعتمادی ناشی از تجربه گذشته سپردههای ارزی، از مهمترین چالشهای این ابزار است.
به گفته وی، اثر این صندوقها بر بازار ارز نیز دوگانه است و بسته به میزان اعتماد عمومی و نحوه تأمین منابع برای ورود به صندوقها، میتواند به کاهش یا افزایش تقاضا در بازار آزاد ارز منجر شود.
در ادامه مشروح گفتوگوی خبرنگار مهر با این کارشناس پولی و بانکی درباره ماهیت صندوقهای درآمد ثابت ارزی، ریسکهای پیشروی آن، اثرگذاری بر بازار سرمایه و نرخ ارز را میخوانید:
ماهیت و سازوکار عملکردی صندوقهای درآمد ثابت ارزی چیست؟
راستیالحسینی: صندوقهای درآمد ثابت ارزی ابزارهای نوینی هستند که تحت نظارت مشترک سازمان بورس و اوراق بهادار و بانک مرکزی با هدف جذب ارزهای غیرمولد، اسکناسها و حوالههای ارزی راهاندازی میشوند. تمامی فرآیندهای صدور و ابطال واحدهای این صندوقها به صورت ارزی انجام میگیرد و هیچگونه تبدیل اجباری به ریال در مراحل عملیاتی آن وجود ندارد.
بر اساس ضوابط تعیینشده، ارزش هر واحد سرمایهگذاری ۱۰ دلار، حداقل ورود ۱۰۰ دلار و سقف تملک برای هر شخص حقیقی یا حقوقی حداکثر ۵ درصد از کل ارزش صندوق است. منابع این صندوقها صرفاً در ابزارهای بدهی ارزی، اوراق مرابحه ارزی پروژههای صادراتمحور و سپردههای ارزی نزد شبکه بانکی سرمایهگذاری میشود.
مهمترین چالشهای عملیاتی و ریسکهای پیشروی این صندوقها چیست؟
راستیالحسینی: بزرگترین چالش این ابزار، چگونگی تحقق نرخ سودهای مطرحشده در حدود ۸ تا ۱۲ درصد ارزی است. در شرایط تحریمی و عدم دسترسی به بازارهای مالی بینالمللی، چنین نرخهایی در مقایسه با استاندارد جهانی سودهای ارزی، بسیار بالا ارزیابی میشود.
این چالش میتواند ناشی از ریسک اعتباری طرحهای زیرساختی، ریسک نکول ناشی از عدم تحقق درآمدهای ارزی شرکتهای صادراتمحور و ریسک عدم ایفای تعهدات ارزی در زمان ابطال واحدها باشد. در صورت بروز هرگونه ناترازی مالی، احتمال فشار بر منابع بانک مرکزی برای تضمین اصل و سود یا تغییر اجباری نحوه تسویه از ارزی به ریالی وجود خواهد داشت.
آیا موفقیت صندوقهای کالایی مانند طلا و نقره میتواند حافظه منفی سپردههای ارزی گذشته را ترمیم و موجب استقبال عمومی شود؟
راستیالحسینی: اگرچه تجربه صندوقهای طلا و کالایی به دلیل شفافیت در قیمتگذاری و نقدشوندگی بالا موفق بوده است، اما ترمیم حافظه تاریخی سرمایهگذاران درباره داراییهای ارزی مستلزم اثبات پایداری مقررات است.
در دورههای گذشته، مداخلههای دستوری و تغییر نحوه تسویه سپردههای ارزی بانکی از اسکناس به ریال، بیاعتمادی عمیقی ایجاد کرده است. بنابراین، صرفِ شبیهسازی ساختار صندوقهای کالایی کافی نیست؛ بلکه تضمین حقوقی کامل و ایفای تعهدات به صورت ارز فیزیکی در زمان ابطال، تعیینکننده اصلی میزان استقبال عمومی خواهد بود.
رونق این صندوقها چه تأثیری بر بازار سهام و سایر صندوقها، اعم از درآمد ثابت ریالی و کالایی، خواهد گذاشت؟
راستیالحسینی: ورود این ابزار میتواند منجر به جابهجایی و تغییر ترکیب داراییها در بازار سرمایه شود. در صورت جلب اعتماد عمومی، بخشی از منابع صندوقهای درآمد ثابت ریالی به دلیل وجود تورم و ریسک کاهش ارزش پول ملی، به سمت صندوقهای ارزی حرکت خواهد کرد که این امر فشار بر نرخ بهره ریالی را افزایش میدهد.
بر روی بازار سهام، اثر دوگانهای متصور است؛ از یکسو رقابت برای جذب نقدینگی میتواند بازار سهام را در کوتاهمدت دچار کمبود تقاضا کند، اما از سوی دیگر، تأمین مالی پروژههای صادراتمحور پتروشیمی و معدنی از طریق این صندوقها، پایداری عملیاتی شرکتهای بورسی را در بلندمدت بهبود میبخشد.
همچنین صندوقهای طلا و نقره به عنوان رقیب مستقیم، بخشی از سهم خود را در مدیریت پوشش ریسک به این ابزار جدید واگذار خواهند کرد.
آیا توسعه این صندوقها قادر به کاهش التهاب و کنترل نرخ در بازار آزاد ارز خواهد بود؟
راستیالحسینی: تأثیر این ابزار بر بازار ارز مشروط و دارای تیغ دوکاره است. در سناریوی مثبت، چنانچه این صندوقها موفق به جلب اعتماد دارندگان ارزهای خانگی ــ برآورد بیش از ۲۰ میلیارد دلار اسکناس راکد ــ شوند و بازدهی واقعی ارزی محقق گردد، تقاضای احتیاطی برای خرید اسکناس فیزیکی تضعیف شده و داراییهای بلوکهشده به چرخه مولد تزریق میشوند که پیامد مستقیم آن فروکش التهاب مقطعی در بازار آزاد خواهد بود.
اما در نقطه مقابل، اگر اعتماد کافی جلب نشود یا ابهامی در تسویه ارزی پدید آید، تقاضای ایجادشده برای ورود به صندوق میتواند از محل ریال به بازار غیررسمی سرریز کند؛ بدین صورت که افراد برای بهرهمندی از سود دلاری، ریال خود را در بازار آزاد به دلار تبدیل کنند تا وارد صندوق شوند.
در این حالت، نهتنها التهاب کاهش نمییابد، بلکه خود صندوق به پیشران تقاضای نقدی در بازار آزاد و انباشت تعهدات پرریسک ارزی بدل خواهد شد.