به گزارش خبرنگار مهر، همزمان با تشدید رقابت قدرتهای بزرگ و افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی، بحث درباره آینده نظم بینالمللی و جایگاه ایالات متحده در جهان بار دیگر در محافل سیاسی و اقتصادی مطرح شده است. در همین رابطه، مهدی منصوری بیدکانی، اقتصاددان و استاد دانشگاه، در گفتوگو با خبرنگار مهر به بررسی نشانههای افول نظم موسوم به «پکس آمریکانا» و تأثیر سیاستهای آمریکا بر شتاب گرفتن تغییرات در نظام جهانی پرداخت.
پکس آمریکانا چیست و چرا اهمیت دارد؟
منصوری بیدکانی در ابتدای این گفتوگو با اشاره به مفهوم «پکس آمریکانا» اظهار کرد: پکس آمریکانا یا صلح آمریکایی، عنوانی است که برای توصیف دوره سلطه اقتصادی، سیاسی و نظامی آمریکا پس از پایان جنگ جهانی دوم به کار میرود. در این دوره، دلار به ارز ذخیره اصلی جهان تبدیل شد، آمریکا نقش اصلی در تأمین امنیت مسیرهای تجاری و دریایی بر عهده گرفت و نهادهایی مانند صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی به ستونهای نظم اقتصادی جهانی تبدیل شدند.
وی افزود: در دهههای گذشته بسیاری از کشورها برای دستیابی به رشد اقتصادی یا تأمین امنیت خود ناگزیر بودند قواعد این نظم را بپذیرند، اما امروز نشانههایی از تضعیف این ساختار مشاهده میشود.
ماجرای جان کورنین؛ نشانهای از تغییر در سیاست آمریکا
این اقتصاددان با اشاره به تحولات درون حزب جمهوریخواه آمریکا گفت: یکی از نشانههای مهم این تغییرات را میتوان در تحولات سیاسی داخل آمریکا مشاهده کرد. به باور من، تضعیف جایگاه چهرههای سنتی حزب جمهوریخواه و افزایش نقش وفاداری شخصی در رقابتهای سیاسی، بیانگر تغییرات عمیق در ساختار تصمیمگیری این حزب است.
وی ادامه داد: اگر سیاستمداران باسابقه و اثرگذار نیز برای حفظ جایگاه خود با چالش مواجه شوند، این موضوع میتواند نشاندهنده افزایش شکافهای داخلی و کاهش انسجام در ساختار سیاسی آمریکا باشد.
منصوری بیدکانی تأکید کرد: از نگاه من، این روند صرفاً یک اتفاق حزبی نیست، بلکه نشانهای از تحولات گستردهتر در نظام سیاسی ایالات متحده محسوب میشود.
تله توسیدید؛ رقابتی که میتواند به ضرر قدرت مسلط تمام شود
وی در ادامه با اشاره به نظریه «تله توسیدید» اظهار کرد: این مفهوم در علوم سیاسی به وضعیتی اشاره دارد که در آن یک قدرت مسلط از ظهور قدرتی جدید احساس تهدید میکند و واکنشهای آن برای مهار رقیب، در نهایت به تضعیف موقعیت خود قدرت مسلط منجر میشود.
این استاد دانشگاه افزود: به اعتقاد من، بخشی از سیاستهای آمریکا در قبال چین، ایران و حتی متحدان اروپایی را میتوان از این زاویه تحلیل کرد.
وی درباره سیاستهای تجاری آمریکا علیه چین گفت: اعمال تعرفههای گسترده با هدف محدود کردن رشد اقتصادی چین انجام شد، اما در عمل موجب شد پکن سرمایهگذاری بیشتری برای توسعه زنجیرههای تأمین مستقل و کاهش وابستگی به غرب انجام دهد.
منصوری بیدکانی همچنین درباره سیاست فشار حداکثری علیه ایران اظهار کرد: از دیدگاه من، این سیاستها نه تنها به تغییر رفتار ایران منجر نشد، بلکه همکاریهای اقتصادی و راهبردی میان ایران، چین و روسیه را تقویت کرد و انگیزه کشورها برای ایجاد سازوکارهای مالی جایگزین را افزایش داد.
وی افزود: خروج آمریکا از توافق هستهای و اختلافات فزاینده با برخی متحدان اروپایی نیز موجب شد بحث کاهش وابستگی به نظام مالی تحت رهبری آمریکا در کشورهای مختلف جدیتر دنبال شود.
آیا اعتبار بازدارندگی آمریکا کاهش یافته است؟
این اقتصاددان در ادامه گفت: یکی از پایههای اصلی نظم آمریکامحور، قدرت بازدارندگی و توان اعمال فشار سیاسی و اقتصادی بود. با این حال، تحولات سالهای اخیر نشان داده که برخی کشورها توانستهاند در برابر فشارهای گسترده مقاومت کنند و مسیرهای جایگزین برای تجارت و همکاریهای اقتصادی بیابند.
وی افزود: از نگاه بسیاری از کشورها، تجربه ایران، روسیه و برخی اقتصادهای دیگر نشان داده است که وابستگی مطلق به نظام مالی مبتنی بر دلار میتواند آسیبپذیری ایجاد کند و به همین دلیل تلاش برای تنوعبخشی به شرکای تجاری و ابزارهای مالی افزایش یافته است.
دلار و یوان؛ آغاز یک جابهجایی تاریخی؟
منصوری بیدکانی با اشاره به تحولات بازارهای مالی جهان اظهار کرد: اگرچه دلار همچنان مهمترین ارز ذخیره جهان است، اما روند کاهش سهم آن در ذخایر ارزی بانکهای مرکزی طی سالهای اخیر مورد توجه تحلیلگران قرار گرفته است.
وی افزود: گسترش استفاده از یوان در تجارت خارجی چین، توسعه سامانه پرداخت بینبانکی فرامرزی چین (CIPS)، افزایش مبادلات غیردلاری میان برخی کشورها و تلاش برای تسویه بخشی از تجارت انرژی با ارزهای محلی، همگی نشاندهنده روندی تدریجی در جهت متنوعسازی نظام پولی جهان است.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: این به معنای کنار رفتن سریع دلار نیست، بلکه بیانگر آغاز یک تغییر ساختاری بلندمدت در اقتصاد جهانی است.
نظم جدید هنوز متولد نشده است
منصوری بیدکانی در جمعبندی سخنان خود اظهار کرد: به باور من، جهان در مرحله گذار قرار دارد؛ نظمی که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت با چالشهای جدی مواجه شده، اما هنوز جایگزین مشخص و تثبیتشدهای برای آن شکل نگرفته است.
وی افزود: اگر سیاستگذاران آمریکایی همچنان با منطق دوران تکقطبی به تحولات جهان نگاه کنند، ممکن است ناخواسته روند انتقال قدرت در نظام بینالملل را تسریع کنند.
این اقتصاددان خاطرنشان کرد: پرسش اصلی امروز این نیست که آیا نظم جهانی در حال تغییر است یا خیر، بلکه این است که نظم جدید چه ویژگیهایی خواهد داشت و کدام قدرتها نقش اصلی را در شکلدهی به آن ایفا خواهند کرد.