به گزارش خبرگزاری مهر، ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ بود که میدان گازی پارس جنوبی به عنوان بزرگترین میدان گاز طبیعی جهان، شاهد رویدادی تلخ بود؛ حملهای که با هماهنگی و تأیید مستقیم آمریکا و توسط اسرائیل علیه تأسیسات نفت و گاز ایران در عسلویه طراحی و اجرا شد. هدف از این تهاجم، ضربه زدن به قلب تپنده انرژی کشور و ایجاد اختلال در تراز تولید بود. اما آنچه در ماههای پس از این حادثه رقم خورد، نه توقف یا یأس، بلکه تبلور ارادهای بود که نشان داد زیرساختهای راهبردی ایران، فراتر از فولاد و بتن، به دانش و غیرتِ متخصصان گره خورده است.
در واپسین روزهای تابستان ۱۴۰۵، یکی از مهمترین پروژههای احیای تأسیسات زیرساختی کشور با خبری نویدبخش همراه شده است؛ عملیات آواربرداری، پاکسازی و ایمنسازی پالایشگاه سوم پارس جنوبی (فازهای ۴ و ۵)، پس از پشت سر گذاشتن ماهها تلاش شبانهروزی و عبور از موانع فنیِ صعبالعبور، از مرز ۹۰ درصد پیشرفت گذشت. این موفقیت نه تنها یک خبر فنی، بلکه یک گام بلند برای تثبیت پایداری تولید گاز در زمستان پیش رو و تضمین امنیت انرژی کشور محسوب میشود.
آنچه بدیهی ست این است که بازسازی تأسیساتی که دههها در مدار تولید مداوم بودهاند، همواره با چالشهای غیرقابل پیشبینی همراه است. محیط پالایشگاهی، به دلیل شرایط خاص فشار، حرارت و قدمت سازهها، فضایی نیست که بتوان بهسادگی در آن تغییرات ساختاری ایجاد کرد. با این حال، تیمهای مهندسی با اتخاذ استراتژیِ «مدیریت متمرکز»، گرههای فنی پروژه را یکی پس از دیگری گشودند.
با توجه به بررسی های صورت گرفته، یکی از مهمترین تصمیمات راهبردی در این پروژه، فعالسازی همزمان هفت جبهه کاری در ساعات اولیه آغاز عملیات بوده است. این اقدام که با تجهیز سریع و بیوقفه کارگاه همراه شد، زمانِ هدررفتِ پروژه را به حداقل رساند و باعث شد این مجموعه، با وجود شروع فعالیت در مقطعی دیرتر از سایر بخشها، در زمانی کوتاه از تمامی برنامههای زمانبندیشده پیشی بگیرد.
همچنین، آنچه در کنار پیشرفت فیزیکی تحسین کارشناسان حوزه نفت را برانگیخته، رکورد خیرهکننده در حوزه ایمنی است. در فضایی که کوچکترین خطای انسانی یا فنی میتواند به خسارات جبرانناپذیر منجر شود، ثبت بیش از ۷۵۰ هزار نفرساعت کار بدون حادثه، نشاندهنده استقرار یک فرهنگ سازمانی دقیق و مبتنی بر استاندارد است. این عدد، نمادی از انضباط تیمی است که ثابت کرد میتوان در دل سختترین عملیاتهای صنعتی، سرعت را با ایمنی مطلق ترکیب کرد.
در این میان، حضور گروه پتروپارس به عنوان مدیریتکننده این مأموریت حساس، از نگاه کارشناسان به عنوان یک نقطه عطف ارزیابی میشود. پتروپارس که پیوندی دیرین و هویتی با پارس جنوبی دارد و طراح و سازنده اولیه این پالایشگاه بوده، این بار با رویکردی متفاوت برای احیای زادگاه فنی خود بازگشت. تکیه بر توانمندیهای بومی و مدیریتِ دانشمحور، باعث شد تا این مجموعه، پیچیدگیهای بازسازی یک پالایشگاه عملیاتی را با دانش فنیِ نهفته در بدنه خود مدیریت کند و عملاً ثابت کند که احیای داراییهای استراتژیک، با اعتماد به ظرفیتهای داخلی، ممکن و شدنی است.
اکنون که عملیات آواربرداری و پاکسازی به روزهای پایانی خود نزدیک شده، زیرساختهای لازم برای مرحله نهایی که همان بازسازی اساسی و نوسازی تجهیزات است، فراهم گشته است. اتمام موفقیتآمیز این مرحله، به معنای بازگشتِ قلبِ تپنده تولید گاز به مدار اصلی است.
این دستاورد، بیش از آنکه یک گزارش آماری باشد، پیامی امیدبخش برای بدنه صنعت نفت ایران است؛ اینکه با عبور از مشقتها و محدودیتهای اجرایی، دانش مدیریت فنی توانسته است یک دارایی راهبردی را از وضعیت بحرانی به آستانه بازیابی کامل برساند. پتروپارس با این کارنامه، ثابت کرد که حتی در شرایط سخت تحریمی و فنی، با مدیریت متمرکز و تجهیز بهموقع میتوان چراغ تولید را در قطب انرژی کشور روشن نگاه داشت.